-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل -
سایت مقام معظم رهبری -
سایت آیت الله مکارم شیرازی -
سایت آیت الله نوری همدانی -
سایت آیت الله فاضل لنکرانی -
سایت آیت الله سیستانی
مدح و منقبت حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
بر گـنبد طلای عـلی، شاهِ چـارهجـو خورشید یک دقـیقه نتابـیده بیوضو ما تا همیشه شهره به عشاقِ حیدریم مـستـیم مست بـادۀ کـوثـر سبـو سـبو یـلهای نـامـدار عـرب هم نمیشدند با ذوالـفـقـار حـیـدر کرار رو به رو خواندیم خط به خط همه آیات وحی را مدح عـلی و آل عـلی بود مـو به مو ما دلشکستهها مگر از خود چه داشتیم؟ ما را نـجـفنـشـیـنـیمـان داده آبـرو آرام کـوچههای نـجـف را قـدم بـزن هر جا دلت شکست، فقط یا علی بگو
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
روشنترین تجلیّ صدق و صفا علیست یکـدانـه مَحـرم حـرمِ کـبریا علیست هم نـاخـدای کـشتی بحر ولایت است هم نکـتـهٔ مؤکّد در «إنّـما» علیست نامی که بر صحیفهٔ خُم نقش بسته است از ابتـدای خلـقـت و تا انتها علیست قـصد از بیان «انفُـسَنا» در مـبـاهـله نَفْسِ نَفیسِ حضرت خیرالوری علیست خـورشـیـد آسـمـان ولایـت که تـا ابـد تـابد به قـلب پاک همه اولیا علیست حبلالمتینِ دستِ علی دست احمد است حـبلالمـتـینِ سـلـسـلهٔ انـبـیـا علیست تنهـا نه از زمین و زمـان باخـبر بُوَد با رمز و راز عرش خدا آشنا علیست بعد از خدا و احمد و قرآن به روز حشر در کشتی شکستهدلان ناخدا علیست شیـواتـرین جـواب «اَلَـسـْتُ بِـرَبِّکُم» زیبـاتـرین ترنّم «قالوا بلا» علیست ذکر عـلیالـدوام من از لحظهٔ نخست تا وقت مرگ در همهدم ذکر یاعلیست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
بـایـد رکـوع کـرد برای تو یا سـجـود؟ ای واجبالـوجـودتـرین ممکـنالـوجود دیشب به شـوق دیـدن ایـوان طـلای تو یک چشم دجله بودم و یک چشم زندهرود بـا آنـکـه هـیـچ بـودی از اول نـداشـتـم با عشق تو مصالحه کردم هر آنچه بود تا میچشی دو حـبّه از انگور این حرم یک جذبه در قیامی و یک خلسه در قعود اینجا که میرسی تو در این بحر، مثل کاه همواره در فـرازی و همواره در فرود ای خضر! اعتراف کن از برکت علیست اینجا رسیـدهای به مـقـامـاتی از خـلـود اینجا رسـیدهای به اجـابـتتـرین قـنوت اینجا رسـیـدهای به تـشهـدتـرین شـهـود اینجا که میرسی به نبود خودت برس بودِ تـو بـا وجـودِ عـلـی میشـود نـبـود آنان که بیعـلی همۀ عـمـرشان گذشت بردند در نهایت از این زندگی چه سود؟
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
تا سـر به خـاک مـقـدم مـولا گـذاشـتیم دل را در آسـتـان نـجـف جـا گـذاشـتیم خاریم و رو به گـلـشن یـاسین نهادهایم خـاکـیم و سر به درگـه مـولا گـذاشتیم چون ذرّه چشم در ره خورشید دوختیم چون قـطره پا به وسعتِ دریا گذاشتیم تـا آفـتـاب گـوشـۀ چـشـمـی به ما کـنـد شب تا به صبـح پـنجره را وا گـذاشتیم ایوان باصفای تو از بس که دیدنیست بـا چـشـمِ دل قـرار تـمـاشـا گـذاشـتـیـم ما را ببخش اگر زِ هجـوم فـرشـتـگان گـاهی به روی بـال مـلـک پـا گذاشتیم با کـاروان اشک کـسی هـمـسفـر نـشد «این رسم تازه را به جهان ما گذاشتیم» این اشک را به رسم امانت در این حرم تـنـهـا بـرای تـوشـۀ فـردا گـذاشـتـیم...
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در شبهای قدر
او هـمـان آیـنـۀ روشـنِ ذاتِ ازلـیست بهترین اسم خدا بی برو برگرد "علی"ست با عـلی باز شده پای عجـائب به جهان پر زد از شوق به سویش، دلِ بابُ الثعبان مؤمنون خوانده علی قبل نزولش از بر گاه جـبـریل صدا میزنـدش "پیغـمبر" شب مـعـراج به هـرسو رد پـایش افتاد و نـبـی پـیـش خـدا یـادِ صـدایش افـتـاد آمـد و از شب معـراج، نـبـی داد خبر: "از صدای سخن عـشق ندیدم خوشتر" چه قَدَر فـیض از او برد رسول عربی "چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی" گر در از باغِ مقـامش بگـشـاید تـمثـیل انـبـیا را نرسد دست به خـرمای نخـیل که رسـولانِ اولـوالـعـزم خدا تا امروز خطبۀ بی الف و نقـطه نگـفـتـنـد هـنوز آدم آب و گلش آنروز که در قالب بود پـدر خـاک، عـلـی ابـن ابـیـطـالـب بود پدر خاک عـلی، حـیـثیت آدم از اوست "عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست" نورِ حقی که از او طورِ خدا روشن گشت برقِ دندانِ علی بود که خندید و گذشت آن شب سخت که اسمش شبِ طوفانِ بلاست نوح میگـفت نتـرسـید یـدالله اینجاست عیسیِ مریم از این مرد گرفتهست مدد جـانْ فـدای پـسـرِ فــاطـمــۀ بـنـت اسـد در دلِ آتش اگر رفت چه جای بیم است؟ همه جا نادِ علی، حافـظِ ابـراهـیم است هر زمان سازِ سخن کرد به هرجا داوود أشــهـــدُ أنّ عــلــیــاّ ولــیُ الله ســـرود چه بگـویم ز مـقـامـات عـلی، حـیـرانم هـا عـلیٌ بـشـرٌ کـیـفَ بـشـر میخـوانم قنبری داشت که عالم کفِ دستانش بود گَرد نعـلین عـلی، مُلکِ سلیـمانـش بود بشکند در گذر از عـینِ عـلی، پای قـلم بازماندهست به وصفش دهنِ تیغ دو دم آفـتابِ قَـدَر از کـوهِ قـضـا سـر زد باز دشت میلرزد و میلرزد و میلرزد باز تیغِ ابروی غضب کردۀ خود را خم کرد باز هم جای خودش را علمش محکم کرد لب شمشیر علی تـشنۀ تکـبـیر خداست ملکالموت، صدایِ نفسِ شـیر خداست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
زمینِ تـشنه بـغـل کرده آسـمان تو را که قـطرهای بچـشد مـزّۀ جهان تو را نوشتهاند به توصیفِ وحی، فصل به فصل پیـمـبـرانِ اولـوالـعـزم، داستان تو را مــنـارههـای فــلـک بـا "انـا ولـیالله" رساندهاند به گـوشِ زمان اذان تو را سرِ گـرسنه به بالین گذاشتی هر شب ولی گـرسـنه نـدیـدنـد میـهـمان تو را نگاهِ حسرتِ گـندم دخیل بسته به جو که بوسه داده ضریحِ تنورِ نانِ تو را نـدیـدهاند ضعـیـفـان نگـاهِ خـشمت را و دشـمـنانِ خـدا روی مهـربان تو را مجالِ خواندنِ نهجالبلاغه در عرش است کسی نمیفـهمد در زمین زبان تو را به ردّ شمس قسم، یک اشارهات کافیست که قاصدت برساند به ما زمان تو را فرشتگـانِ سبکبال در زمین جمعاند که تا نجـف بـرسـانـند زائـران تو را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در شبهای قدر
علی که رشتۀ خلقت به دست قدرت اوست مقدرات جهان بـسته بر نـظارت اوست مقـام او به تـصور نـمیرسـد که خـیال شکسته بالتـر از اوج بینهـایت اوست علی که هرچه که خوبیست توأمان دارد علی که هر چه که پاکیست در طریقت اوست علی که حج و نماز و دعا و صبر و رضاست علی که آینۀ کـفر و دین، مودت اوست عـلـی که نـقـطـۀ بـاء است باء بـسم الله علی که شرط قبول عمل، ولایت اوست غدیر فصل خطاب است بر کبیر و صغیر که حرف اول و آخر، فقط محبت اوست نهاده کیسۀ خرما به دوش، در پی کیست؟! شهی که تکهای از نان خشک قسمت اوست لباس وصله بر اندام هـیچ شاهی نیست که همترازی با اهل فـقر، عادت اوست همان علی که به هنگـامۀ رکـوع نـماز زکات، چشمه جـوشندۀ سخـاوت اوست هـمان علی که عـلـمدار فـتح خـیـبر شد همان علی که ظفر وامدار رأیت اوست همان که تیغ اگر خورد، پای پس نکشید همان علی که اُحُد جلوۀ اطاعت اوست چـنانکه در تب و تاب نبـرد ثـابت کرد که ذوالفـقـار، برازنـدۀ شجاعـت اوست دلاوری که چـنـان او نزاده مـادر دهـر امیر مـقـتـدری که کـرم سجـیت اوست همان علی که به خندق خلوص ضربت او نـماد روشـنـی از قـلـۀ عـبـادت اوسـت "حماسه" واژۀ گـنگیست در نبرد علی به وقت جنگ، زمین عرصۀ قیامت اوست اگرچه خفته جهان بود، خفت جای نبی که ترس واژۀ بی معـنی هـویت اوسـت به کهکشان علی هر ستاره خورشیدیست علی که نورتر از نور، واقعـیت اوست کمال هرچه کمال و جمال هرچه جمال چکیده از سر انگشت با کرامت اوست خدا که گنج نهان است رخ نموده در او عـلی تـجـلی انـسـانـی حـقـیـقـت اوسـت حقیقتی که به خون غرقه گشت در شب قدر حقـیقـتی که به دلها غم شهادت اوست به فکـر قـاتل خود نیز بود و وا عـجـبا از آن امیر دلیری که عدل، خصلت اوست زن یـهـودی و خـلـخـال و آهِ تـلخ عـلی دلـیل تـلـخی این آهِ تلـخ، غـیرت اوست نه از عـلی نـتـوان دید ظـلـم بر مـوری از آن علی که جهان در کف کفایت اوست عقیل، عدل علی را چشیده است و زمان هنوز در عجب از جلوۀ عـدالت اوست به غیر گوهر از آن لب نکرده بذل، علی به گونهای که بیان قاصر از فصاحت اوست علی که هر چه که گـفتیم از فضایل او به قدر سایهای از کاروان شوکت اوست به جز کلام خـدا، آیـههای روشن وحی کدام جمله سزاوار وصف و مدحت اوست جهـان نـدیـده چـنـان او امـام مظـلـومی هر آنچه مانده ز اسلام، رنج و محنت اوست به شـقـشـقـیه قـسم خـار در میانۀ چـشم چو استخوان به گلو بازگوی غربت اوست چه غربتی که فقط چاه همدمش شده بود چه غربتی که فقط مرگ، خواب راحت اوست به پشت در که رسید اشک شد به گونه چکید چو دید دخـتر یاسین پی حـمایت اوست گـرفـتـه قـاطـبـۀ کـفـر تازیـانه به دست به خون کشیدن آیات وحی، نیت اوست کسی نبـود بگـوید مـزن حـرامی پـست که این کبوتر زخمی تمام عزت اوست علی شکست در آن صبر ناگزیر که دید تلاش دشمن غدار، هتک حرمت اوست از این عریـضۀ غـمبار و تلخ میگذرم از این عریضه که مردن، سزای صحبت اوست نبـاشد آنکه نـبـیـند عـلـی ولی خـداسـت بمیرد آنکه به دل در پی عداوت اوست هزار شکر خدا را که شیعهایم و هنوز هر آنچه لطف به ما میرسد به برکت اوست به نام نامی زهـرا قـصیده خـاتمه یافت که نام فـاطمه باب شروع رأفت اوست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
حماسۀ حضور و مبارزۀ مردم در زیر سایه امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
ما را به عـلـی، میـثـم تـمّـار ببینید ما را همه از عشق، سرِ دار ببینید گفتم علی و... لب من طعم رُطب داد مـسـتـی مـرا مـوقـع افـطـار ببـینید تکـثـیر شده نـام عـلی در جگـر ما ما را نهکـم اینبار که بسیار ببـینید باید که محـبـّین عـلی را بـشـمارید خواهید که یک قوم جگردار ببینید جـای هـمـۀ مـردم ایــران عـزیـزم امـروز فـقـط حـیـدر کـرّار ببـیـنید نه خواهش و نه پوزش و نه صلح و نه تسلیم ما را فقط ای قـوم به پـیکار ببـینید شیریم که از نعرۀ ما خواب ندارید ما را به سـرِ ضجّـۀ کـفـتار ببـیـنید ما سایۀ مرگیم به روی سر صهیون ما را به سرِ خویش علیوار ببینید دیروز عَلَمدار اگر رفت، به جایش امروز جـوانهای عَـلـَمدار ببـیـنـید
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مرثیۀ حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
پر است از عطر یاس و نرگس و باران شبستانش شبستانی که میروید بهشت از روح و ریحانش شبستانی مُقَرنَس مَفرشش عرش خداوندی ملائک بر سر سجّاده محو نقش ایوانش و چشمانداز مُلک لمیزل در چار سویش سبز شکفتهست آسمانها در حیات نوربارانش مقدّس معبدی، لاهوتیان را مظهرُ الأسماء قیامت عالمی، پیغمبران نادیده حیرانش جـمالُ اللّه، نـورُ اللّه، وجـهُ اللّه، ستـرُ اللّه حجاب از «قُل هُوَ اللهُ أَحَد» برداشت سلمانش هِیَ السّرُ الخفیّ فی لیلةِالإسرا وَ لاتُدرَک به اسم اعظم مکـنونهاش زنده شهیدانش بیا تسبیح بردایم و تسبیحش به جای آریم که از آیات ربّانیّه سرشار است عرفانش قیامش در دل آتش ظهور سرخ رستاخیز گلستانیست از خون خدا، جانها به قربانش علی تنها علی آئینۀ زهراست ای مردم! خداوندی که بیهمتاست، بیهمتاست قرآنش عـلـی را ایـسـتاده دیـدهام تا دیـدهام تنهـا علی تنها علی حق است و حق برهان برّانش سلامش را تو پاسخ گو، به دیدارش تو در بگشا علی را سایهبانی نیست الّا بیتالأحزانش چه کردی آی سیلاب دلآشوب آشیانش را؟ که غـرق آه میبـیـنم پـریشان پریشانش اگر خاری به او نازکتر از گل گفته، بیپروا بزن ای رعدِ هستیسوز، از بنیان بسوزانش نمیدانم کجا این قصّه را باید به پایان برد؟ اگرچه انتقامی سخت خواهد داد پایانش
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
کسی که قاب کرده چهرهاش را حق به سیمایش عبادت میکند هر روز سلمان با تماشایش کسی که در نمازش آنچنان بیخود ز خود میشد که میشد تیر را بیرون کشید آن وقت از پایش علی "ممسوس فی ذات "است، ما که جای خود داریم هزاران مجتهد هم عاجزند از درک معنایش هزاران بار دیگر گر ترک بردارد این خانه یقین دارم نمیآید برون از کعبه همتایش یقیناً زائرش معراج رفته نه حرم، وقتی شکـوه عرش را دیده به ایوان مطلایش کسی را که" سلونی" گفته را باید اطاعت کرد نه آن را که "اقیلونی" نمیافتد ز لبهایش خدا لعنت کند هر کس که خورده حق مولا را خدا لعنت کند هر کس که تکیه کرده بر جایش
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام ( فتح خیبر )
در هر نفـس، دلگـرمی طه، علی بود حـتی مـیان عـرش، آن بـالا عـلی بود قـرآن مگر بیمـدح حـیدر سوره دارد هر جای قـرآن گـشتهام، پیدا علی بود "ألـیـَوم أکـمـَـلـتُ لَـکُـم" یعـنی مـحـمد شرط کـمـال بعـثـتـش، تنهـا عـلی بود در جنگهای سخت آن دوران، همیشه ذکـر پـیــمـبـر، لافـتـی إلا عــلـی بـود از مـاجـرای فـتـح خـیـبـر شد نمـایـان تنهـا یـل بیبـاک و بیهـمـتا علی بود در سخـتی جـنگ اُحـد، از گِرد احـمد رفـتـنـد اصـحـاب نـبـی امـا عـلـی بود آن کس که نفس مصطفی بود و به جایش در بسترش خوابـید بیپـروا، علی بود با او کـسی احـساس تـنهـایی نمیکـرد بر بیپنـاهان، ملجـأ و مـأوا عـلی بود حـیـرتزده هـستـنـد سـلـمـان و ابـاذر هر منـزلی رفـتـند در آن جا عـلی بود با یا علی، موسی کـلـیمالله گـشت و... ذکـر لب عـیـسیبن مـریم یا عـلی بود آن کس که مست سجدههایش بود جبریل آن عـاشـق دلـداده، مـولانـا عـلـی بود بالاتر از هر رتبهای را مرتضی داشت آرامـش انــسـیـة الـحـورا عــلــی بـود ممسوس حق بودند در یک نور واحد حیدر، بتول و حضرت زهرا علی بود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام ( فتح خیبر )
خدا دلدار بود و بیگمان دلداده حیدر بود به بزم معرفت هم ساقی هر باده حیدر بود نه تنها در شب هجرت و یا بَدر و اُحد بلکه کسی که قبل خلقت امتحان پس داده حیدر بود شب معراج تا جایی که چشم کهکشان میدید شگـفـتـا ابـتدا و انتهـای جـاده حیدر بود قسم بر شرح "لولاک " و قسم بر خلقتِ افلاک که تنها لایق یاسِ پیـمبرزاده حیدر بود جهانداری که از دستش جهان روزی طلب میکرد ولی سر کرده خود با قرص نانی ساده حیدر بود شهادت میدهد محراب مسجد آن کریمی که توانگر کرده سائل را سر سجاده حیدر بود کسی که در مصافش مرحبا گفتند مرحبها کسی که قلعۀ خیبر به پاش افتاده حیدر بود چه در خیبر، چه در خندق، چه احزاب آن یلی که بود برای جانفشانی هر زمان آماده حیدر بود یتیمان در دل کوفه پس از شق القمر گفتند: مگر آن ماه شبگرد، آن یلِ آزاده حیدر بود؟ یقیناً حیدرآباد است اگر دل با علی باشد خدا میداند از اول بهشت، آبادِ حیدر بود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
به قرآنی که داری در میان سینهات سوگند که هرگز از تو و از خاندانت دل نخواهم کند و ایمان دارم ای مهرت قیامتها به پا کرده گنهکارانِ چون من عاشقت را زود میبخشند پُر از حس غـریب روزهای آخـر سالَـم پر از دودی که برمیخیزد از خاکستر اسفند دلم امشب شبیه کوچههای تا حرم تنگ است دلم در حـسرت ایوان دلباز شما تا چند؟ و غمگـینم به قدر شانۀ سنگـین گاریها که ساکم را به سختی تا خیابان تو آوردند و مسکینم به قدر آن گدایانی که در غربت فقط امّید دارم از تو ای شاه نجف لبخند نشستم گوشۀ صحنت برایت شعر میخوانم اگر این لحظهها حس میکنم هستم سعادتمند
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
داده است خدا مقـام والا به نجف تعـظیم کند عـرش معلی به نجف هـستـیم در آرزوی تـعـبـیـر شدن هر بار ببـیـنـیم اگـر خواب نجف افـسوس ز مادر پـدر خود دوریم مادر به مدیـنه رفـته بابا به نجف کی طاقت دوری از علی را دارد؟ هر روز رود حضرت زهرا به نجف حاجات، نگـفته هم ادا خواهد شد رفتیم فقـط محض تماشا به نجف در روز جزا اگر بهـشـتی گردیم گویند به گوش ما بفـرما به نجف امروز که در فراق تو طی شد و رفت ای کاش میآمـدیم فـردا به نجف
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
حـق دارم اگـر محـو شـکـوه تو بمـانم بـنـد آمــده از هـیـبـت نــام تـو زبــانـم من آمـدهام از تو بـگـویم، چه بـگـویم؟ من آمدهام از تو بـخـوانم، چه بخـوانم؟ از شوق تو لـبـریز شده چـشمۀ چـشمم از عشق تو سرشار شده جان و جهانم آوارهام و آمـــدهام غـــرق تَـــحـــیــــُّر در جـسـتـجـوی راهـم و دنـبـال نـشانم این خاک مرا میبرد از خود به کجاها؟ این خاک، همین خاک که من زنده از آنم من اشک شدم تا که بر این خاک بیفتم اینبـار یـتـیـمـانـه به سـوی تـو روانـم آئـیـنـۀ دل غـرق غـبـار است، نگـاهی تا گـرد و غـبـار از دل تنـگـم بـتـکـانم از بندۀ خود دست نگیری، که بگیرد؟ بـیلـطـف تـو آشـفـتـهدلـم، دلنـگـرانـم هیهات که از چشم تو یک لحظه بیفـتم این غصه شده اشک و بریدهست امانم ای کاش که این مرتـبه جـامـانده نباشم ای عـشق! به یـاران شـهـیـدم بـرسـانم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
گره زدهست خودش را به زلف حیدر، شب که با جمال علی روشن است دیگر شب و ردّ شمس برای امیر چـیزی نیست که صبح میشود از یک نگاه قنبر، شب به سمت قلعه چنان حمله برد صاعقهوار که روز، گشت به چشم یلان خیبر شب میان این همه حاکم، به جز علی چه کسی به خانهٔ فقرا سرکشی کـند در شب؟! نسـیـم میگـذرد از عـبـای او آرام... و از شمیم عـلی میشود معطر، شب تمام دلخوشی مستـمـند این شده است سـرِ قـرار بـبـیـنـد امـام را هـر شـب و از تبار عـلی میرسد کسی از راه که از طلوع نگاهش رسد به آخر، شب
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
زمینِ تـشـنه بغـل کرده آسـمان تو را که قـطرهای بچـشد مزّۀ جهـان تو را نوشتهاند به توصیفِ وحی، فصل به فصل پیـمـبرانِ اولـوالـعـزم، داسـتان تو را مـنــارههـای فــلـک بـا "انـا ولـیالله" رساندهاند به گـوشِ زمان اذان تو را سرِ گرسنه به بالین گـذاشتی هر شب ولی گـرسـنه نـدیـدنـد میـهـمان تو را نگاهِ حسرتِ گـندم دخیل بسته به جو که بوسه داده ضریحِ تنورِ نانِ تو را نـدیـدهاند ضعـیـفان نگـاهِ خـشـمت را و دشـمنانِ خـدا روی مهـربـان تو را مجالِ خواندنِ نهجالبلاغه در عرش است کسی نمیفهـمد در زمین زبان تو را به ردّ شمس قسم، یک اشارهات کافیست که قاصدت برساند به ما زمان تو را فرشتگانِ سبکبال در زمین جـمعاند که تا نـجـف برسـانـند زائـران تو را قسم به ایـوانت روبـروی باغ بهـشت به سیـنه میکـوبم سنگِ آستان تو را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
ترابِ بوترابم، جایی از هفت آسمان بهتر غبارِ خانهاش از قصرهای آن جهان بهتر علی یعنی علی، یعنی علی، یعنی علی، یعنی ... چه میدانم، هر آن چیزی که میدانی از آن بهتر بگردید و بگـردانید و بگـذاریـد جای او اگر دیدید از حـیدر، امیـرِ مـؤمنان بهتر اگر کاغذ سلاحِ جنگ با قرآن ناطق شد همان بهتر که روی نیزهها باشد، همان بهتر چه گوهرهاست در دستِ عقیل از داغی آهن "عدالت" میدرخشد مثل دُر، در آن میان بهتر به دارِ نخل، هُرمِ هر دَمِ تمّار "حیدر" بود نخواهد دید نخلستان از آن خرماپزان بهتر غبار پای او سر میزند ویراننشینان را گدای دیدن روی عـلی، بیخانـمان بهتر اگر ای خار، پای زائرانش را زدی بوسه گلستان میشوی، گل میدهی از زعفران بهتر فقط اینجا گدا را خانهزاد خویش میدانند کجا داریم از این خانه، از این خاندان بهتر؟ کجا دیدید حاکم، تحتِ امرِ خود شود محکوم یهودیها خبر دارند، از آن داستان بهتر چرا تا "أشهدُ أنّ علی ..." فرسنگها راه است؟ از اینجایی که میگویند از هر جا اذان بهتر! ولی میآید آن روزی که با خود میبَرد ما را به دورانِ علی، عصری که بود از هر زمان بهتر به رسمِ احترامِ مقـدمِ مولا به پا خـیزید! اگر شد حالِ سختِ احتضارم، ناگهان بهتر
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
ای که در پایت، غزل از جنس باران ریخته در زلال خطبهات، امواج طوفان ریخته طرح انگور ضریحت بس که مستی آور است در حریمت عاشق و مجنون، فراوان ریخته از کرامات کنیز خانهات این بس که حق در کلامش شهدی از آیات قرآن ریخته کاش میدانستم از خُم، حضرت پروردگار در سبوی حضرت ساقی چه میزان ریخته هر کجا دُرّ نجـف دیدم یـقـین کردم خدا لا به لای خاک هم مـاه درخشان ریخته هم اسیران، هم فقـیران را پـناهی تا ابد روی دامـان شـما اشک یتـیـمان ریخته
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
بی عشق علی، غنی فقیر است آزادۀ بـی عــلـی اسـیــر اسـت بی عشق علی، بهشت دوزخ! در باغ، نـسـیم زَمهَـریر است وقتی سخـن از غـلامی اوست هر منصب و مسندی حقیر است در فـهــم فــضــائـلِ جــنـابـش عقل بشر از ازل صغیر است یـا مَـن هُـوَ مَـظـهَـر العَجـائب تـمّـار بـه دار نـاگـزیــر اسـت یـا مَـن هُـوَ عــالِـم الـخَـفـیّــات زیـبـنـدۀ حـضـرت امـیر است مـعـیـار حـلال زادگی هـاسـت مِهـرش پیِ پـاکیِ ضمیر است از خـیرِ بهـشـت ما گـذشـتـیم! ایوان نجف چه بی نظیر است انـگـور ضـریـح بـاده ریـزش درمـان دلِ بـهـانـه گـیـر اسـت چـندی ست زیـارتـش نـرفـتـیم از عمر نمانده هیچ! دیر است ثبت است به طاق عرش نامش شاهی که همیشه سر به زیر است هــارون حـکــومـت مــحــمـد در مـمـلـکـت خـدا وزیر است روزی دِهِ عـــالَــم اســت امـــا در خانه گـلـیم او حصیر است دیگر چه هراسی از قـیامت؟! در روز حساب دستگـیر است با عـشـق عـلی نـمیشوی پیر این مـعـجـزۀ مِی غـدیـر است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
با تو پیدا کرد عـالم درکی از پـیدا شدن هست دنیا در پیات از لحظۀ دنیا شدن از نخـستِ آفـرینـش، رود دنبـالت دوید در سرش افـتاده بود اندیـشۀ دریـا شدن یک نفس خورشید برگشت از مسیر و باز سوخت روز از شوق تمـاشا در تبِ فـردا شدن صبح خلقت، بانگِ قد قامت که برمیداشتی موجها میسوخـتـند از اشـتـیاقِ پا شدن در کسی شأنیت مولا شدن غیر از تو نیست آنچنان که با زنی ظـرفـیت زهـرا شدن چشم بیدارت گواهم در شب سخت مبیت از تـو میآیـد فـقـط آئـیـنـۀ طـاهـا شـدن خط پیـشانینوشـتم مدحـت اولاد توست این غبار ای آینه! دارد سرِ خـوانا شدن خواندهام من تک تک قاموسها را، نام تو ترجـمانش میشود بالاتر از معـنا شدن ما لبی تر کردهایم از وصف نامت یا علی آب دریا کی میان کوزه خواهد جا شدن
: امتیاز
|
























